
حالا شدیدا درگیر کارم و در حال انجام همان چیزی هستم که مدت های دراز به دنبال ان بودم.آن وقت ها که کار نبود، اندیشه های بزرگ بیشتر بود و حالا که کار هست، کمتر وقت می کنم به چیزی غیر از کار بیاندیشم. انگار که پرسش های فکری ام گم شده اند و درگیر زندگی ام. آن وقتی که هیچ مسئولیتی روی دوشم نبود، می توانستم ساعت ها بنشینم گوشه اتاقم و از خودم بپرسم و با رویکردی فلسفی پاسخ دهم. خود و دیگران را به چالش بکشم و گمشده های ذهنم را بیابم. می توانستم از بالا به مسائل بنگرم و تئوری بسازم. اما حالا آمده ام پایین و با جهان به صورت مستقیم تری وارد مرابطه شده ام.کار فیلم سازی، ...
ادامه مطلب